تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود.
بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان ?? رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده!
يه آه از ته دل کشيد.
بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره.
بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.
بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان ?? بوده و تازه متوجه من شده بود!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست.
دو تا دستش رو خيلي مؤدب کرد تو هم و انداخت جلوي شلوارش.
بعداً فهميدم از ادبش نبوده، بلکه اين نديد پديد تا من رو ديده بود شق کرده بود و ميخواست ضايع نشه.
اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره.
سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام.
بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم.
بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود.
بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه بوي آب منيش بود که با دو تا عشوه من آبش اومده بود!!
بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود.
بعداً فهميدم شاش داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم.
ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود.
بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده!
بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو موبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد!
بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه موبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش!

(نکات مهم:
------------- ?) چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!!
------------- ?) آدم منگل هم دل داره!! )
(سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد!؟!)

سام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/07ساعت 16  توسط الناز   | 

طبق قوانين نظام مقدس و شهيد پرور جمهوري اسلامي ايران ، هرگونه كپي برداري و دزدي كردن از مطالب اينجانب به هيچ وجه پيگردي ندارد و به جهنم . شما ميتوانيد آزادانه مطالب منو بردارين و حتي به نام خودتون جا بزنين. هيچ خيالي نيست.

به اميد موفقييت همه....سام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/31ساعت 0  توسط الناز   | 

بزرگترین آرزوی دست نيافتني دخترها ، جيش كردن بر روي ديوار است.

سام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/30ساعت 23  توسط الناز   | 

دوستان جونم

امروز یکی از دوستام  ضمن نظر دادن  کلی بهم مطلب داد از اونجایی که من خیلی قبولش دارم از این به بعد نویسنده ی مطالبم اونه  حالشو ببرید کلی!!!!!! اگه قشنگ بود که دوست خودمه اگه خیلی قشنگ بود بازم دوست خودمه!!!!!

                                                  با تشکر از سام (فضولی موقوف)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/30ساعت 2  توسط الناز   | 

جیگرم !نفسم!عشقم!زندگیم!نازم!خوشکلم!ماهم!فدات شم!بمیرم برات الهی!.................بهتره دیگه از جلوی آینه برم کنار..........اینم تقدیم به  دوستان!!!!!
+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

an rak eras erazeb oikey mada hedim lah ilyehk)-------->>>>az akhar bekhoon

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

dooset daram be 26 zaboon!!!-> 01) English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^u anh 18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju 19) Tunisian : Ha eh bak 20) Syrian/lebanese : Bhebbek 21) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn 22) Swedish : Jag a"Iskar dig 23) Africans : Ek het jou liefe 24) Bavarian : I mog di narrisch gern 25) Albanian : Te dua 26) Czech

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

دخترا دنبال یه پسرن که۱۰۰۰ تا آرزوشونو برآورده کنه پسرا دنبال ۱۰۰۰ تا دخترن که یه آرزو شونو برآورده کنن!!!!!

اگه کسی دیوونت بود عاشقش باش!اگه عاشقت بود دسش داشته باش!اگه دوست داشت بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه نشون داد فقط بهش لبخند بزن اینجوری تو همیشه یه پله از اون عثبتری و اگه اون یه روزی خسته شدو یه پله عثب افتاد تازه میشین مثل هم!!!

خواستم عاشق شوم گفتند گناه است ~خواستم زندگی کنم راه را بر رویم بستند~وقتی که دعا کردم گفتند خرافات است~وقتی گریستم گفتند کودکانه است~در حالی که سکوت کردم گفتند عاشق است!

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

نگو نامهربان بودی ورفتی
نگو بار گران بودی و رفتی
 
  نگو اينها دليل محکمی نيست
      بگو  با ديگران  بودی  و   رفتی

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/25ساعت 10  توسط الناز   | 

از كنج لبت بوسه اي چون قند گرفتم از قند لبت من مرض قند گرفتم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

در این درگه که گهگه که کُه و کُه که شود ناگه مشو غره به امروزت که از فردا نهی آگه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

توی دستم یه سکه بود گدایی رو دیدم ولی بی اعتنا ازش رد شدم کمی بالا تر یه صندوق صدقات دیدم از اونم رد شدم به یه تلفن رسیدم سکه رو انداختم اونو خورد ودیگه نتونستم زنگ بزنم. توی راه برگشتنزدیک بود تصادف کنم. توی خونه هم با مامانم دعوا کردم.اونجا بود که گفتم:ای کاش سکه رو تو راه به فقیر داده بودم تا بلا ها از سرم می گذشت!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

گفتم دوست دارم گفت دروغ می گی گفتم عاشقتم گفت دروغ می گی گفتم بی تو میمیرم گفت دروغ می گی هدیه گرانقیمتی تقدیمش کردم چشمانش برقی زد و گفت شوخی کردم من هم دوست دارم گفتم دروغ می گی.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

اسیر چشمهای دریاییش شده بودم انگار چشماش منو جادومی کردن.هر روز بهش سلام می کردم و اون فقط یه لبخند اسمانی تحویلم می داد.روزی که ازش خواستگاری کردم یه کاغذ داد دستم و(من ناشنوا هستم)!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

مال من نباش اما باش و زندگی کن.

بین خط خطی های دفتر تقدیر فقط اسم تو می رقصه اما حیف با ساز مخالف!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/06/22ساعت 14  توسط الناز   | 

هيچ كلكی در كارنيست! اين بازی بطرز شگفت آوری دقيق خواهد بود! البته بشرطی كه تقلب نكنيد!طالع بينی چينی! .. سال جديد چينی امسال سال اژدهای آهنين است كه اميدواريم سالی خوش و پر از خوش شانسی برای شما باشد!فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمی كرديد!اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند!! كسی كه اين پيام را ارسال كرده گفت كه آرزويش ظرف 10 دقيقه به حقيقت پيوست!!! اين بازی نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزی خواهد داشت!...

پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد!

نكته: زمانی كه ميخواهيد اسامی را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصی هستند كه شما آنها را می شناسيد (تبصره از خودم: يعنی اسم الكی يا بيخودی ننويسيد!!!)
مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامی و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودی و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان می آيد را بنويسيد!

با زهم بايد گفته شود كه به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن برويد در غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آنرا ضايع خواهيد كرد!
(باز هم تبصره از خودم: اين رو بخاطر اين چندين بار تكرار كرده كه آدمهای فضول ببخشيد كنجكاو خودشونو كنترل كنن!!!)
خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.

1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی يا رديفی (زير هم) بر روی كاغذ بنويسيد.
2- سپس در جلوی رديف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مايليد بنويسيد.
3- حال در جلوی رديف 3 و رديف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنويسيد.
== قرار نشد به پايين نگاه كنيد! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصی را كه می شناسيد (چه دوست يا اعضای خانواده يا فاميل) در جلوی رديفهای 4، 5 و 6 بنويسيد.
5- در رديفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوی هر رديف نام يك ترانه)
6- اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!!
و حالا كليد رمز گشايی اين بازی:
1- عددی را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصی است كه شما بايد در باره اين بازی به آنها بگوييد!
2- شخصی كه نامش در رديف 3 قيد شده كسی است كه شما عاشقش هستيد!!!
3- شخصی كه نامش در رديف 7 قيد شده كسی است كه شما دوستش داريد ولی با هم نمی سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 كسی است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
5- شخص شماره 5 كسی است كه شما را بسيار خوب می شناسد.
6- شخصی كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
7- آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق می كند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بيش از همه افكار شما را بازگو می كند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می گويد شما در باره زندگی چه احساسی داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آيد كه درست باشه!

اين پيام را برای 10 نفر در خلال همان ساعتی كه آنرا ميخوانيد ارسال كنيد.
اگر اين كار را انجام دهيد، آرزويتان برآورده خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 23  توسط الناز   | 

اِهِم ...............
خ - هویییی برو اونور تر
گ - اینجا جای منه خودت برو اون برتر
خ - خوب یکم جا بده من به چرت بزنم
گ - نمی خوام ، جای خودمه

-------------------------------------

گ - چرا اینجا ریدی ؟
خ - دلم خواست
گ - اینجا که دستشویی نیست !!!
خ - حالا که شده ، دیگه تو هم می تونی اینجا دستشویی کنی

----------------------------------

گ - این ظرف آّ ب من هست
خ - من تشنمه
گ - برو یه ظرف واسه خودت بیار
خ - نمی خوام ، می خوام از این ظرف آب بخورم

---------------------------------

گ - مگه کوری ؟؟!!! له شدم
خ - اااااا خوب تو که می بینی من اومدم برو اونورتر
گ - پررو تو مگه کوری ، منو به این گندگی ندیدی !!!
خ - حالا که له شدی ، یادت باشه دفعه بعد تو راه نخواب

-------------------------------

گ - می ذاری یکم از این بخورم ؟
خ - مگه خودت غذا نداری ؟؟
گ - چرا ، تموم شد ، ولی هنوز گشنمه ...
خ - به من چه

------------------------------


اینم از زندگی روزمره ما در طویله ..........


----------------------------------------------------------------------

*
گ = گاو / خ = خر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 23  توسط الناز   | 

مردها مثل " مخلوط کن "هستند :
در هر خانه ای يکی از آنها هست ولی نمی دانيد به چه دردی می خورند.
 مردها مثل  "  آگهی بازرگانی " هستند :
حتی يک کلمه از چيز هايی را که می گويند را نمی توان باور کرد.
 مردها مثل " کامپيوتر " هستند :
کاربريشان سخت است و هرگز حافظه کافی ندارند.
مردها مثل " سيمان " هستند :
وقتی جايی پهن می کنی بايد با کلنگ آنها را از جا بکنی.
مردها مثل " طالع بينی مجلات " هستند :
هميشه به شما می گويند که چه بکنيد و معمولا اشتباه می کنند.
 مردها مثل " جای پارک " هستند :
خوب هايشان قبلا اشغال شده و آنهايی که باقی مانده اند يا کوچک هستند و يا جلوی درب منزل مردم.
مردها مثل  " باران بهاری "  هستند :
هيچ نمی دانيد کی می آيد  , چه قدر ادامه دارد و کی قطع می شود.
مردها مثل " پيکان دست دوم " هستند :
ارزان هستند و غير قابل اطمينان.
مردها مثل " موز " هستند :
هر چه پير تر می شوند وا رفته تر می شوند.
مردها مثل " نوزاد " هستند :
در اولين نگاه شيرين و بامزه هستند اما خيلی زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته می شويد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 23  توسط الناز   | 

تلفن: شرط لازم و کافی برای شروع ، ثبوت و گسترش یک رابطه عاشقانه . در گذشته برای تشخیص صداقت طرف هم کاربرد داشت اما با این سیستم مسخره آی دی کالر و افتادن شماره ، دیگر به درد این کار نمی خورد. نوع همراهشم که دیگه معرکه است! آخر حریم خصوصی و آره و اینا! معمولاً تن صدای عشاق در پشت خط کمی خشدار می شود البته این اشکال مربوط به مخابرات است ، این گونه تماس های تلفنی معمولاً طولانی هستند. شما فکرش را بکنید دو نفر دارند آخرته دورنمای آینده خودشان را برای هم ترسیم می کنند!

 

همکلاسی: یک تصادف تاریخی . در این مورد سازمان کنکوری ها نقش واسطه را ایفا می کند. عشقی چند منظوره که در تقلب ها و ورقه عوض کردن سر جلسه امتحان هم کاربرد بسزایی دارد. می تواند کلی هم بانی خیر شود برای بچه های دیگر !سر کلاس معمولاً عشاق جوری می نشینند که امتداد نگاهشان از هم عبور کند : در این جور مواقع استاد هم آن دورها در یک گراند تصویر مشغول فعل و انفعالی نامعلوم است . حضرت عشق در این جور مواقع ابتدا به صورت جزوه و نمونه سوال و بعد ها در قالب های مختلف مخابراتی و مراسلاتی ظاهر می شود!

هدیه: بروز عینی ماکزیمم عشق دو کبوتر. وسیله ای که با آن عاشق فریاد می زند :" دلم فقط تورو می خواد." نوع آن از عروسک های خرسی و مرغی و اردکی گرفته تا سند آپارتمان متغیر است.

اتومبیل: وسیله ای برای آزاد شدن انرژی جنبشی ، عامل جاری شدن سیل عشق در بزرگراه ها ، لايی کشیدن در اتوبان برای نشادن داندن دست فرمان به طرف به همراه آهنگ" ما دو بال پرواز مرغ عشقیم پر ميگيريم تا اوج آسمونا" بسیارمؤثر است. نوع ماشین هم بستگی به توانایی مالی پدر مربوطه از پیکان جوانان 57 جوات اسپرت تا پژو 206 ناز بشی الهی متغییر است. سیستم صوتی هم هرچه باحال تر باشد روابط بهتر تر تحکیم می شود!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

اللهم اتصالنا بالاینترنت ، اللهم اتنا Connection فی الدنیا والآخره. انا نعوذبک من ویروس الخبیثین . انا نعوذبک من Disconnection فی الدنیا و الآخره.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكنه و ميره.... دومين كسي كه ميايي باهاش دوست بشي و از تجربات قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميذاره ميره.... بعدش ديگه هيچي برات مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم برات رنگي نداره..... و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه، تو دلشو ميشكني كه انتقام خودتو بگيري و اون ميره با يكي ديگه.....

اين طوريه كه دل همديگر را ميشكنند و ديگه كسي براي عشق احترام و ارزشي قاعل نيست .

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

کامپیوتر زن است یا مرد؟

استاد زبان فرانسه در مورد مئونث یا مذکر بودن اسمها توضیح میداد که پرسید:

کامپیوتر مئونث است یا مذکر؟

 

 

 

کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلیل زیر مرد اعلام کردن:

1- وقتی به آن عادت میکنیم گمان میکنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم.

2- با اینکه داده های زیادی دارن اما نادانند.

3- قرار است مشکلات را حل کنند، ولی در بیشتر اقات معضل اصلی خودشانند.

4- همین که پایبند یکی از آنها شدیم، متوجه میشویم که اگر صبر کرده بودیم مورد بهتری نصیبمان میشد.

 

کلیه دانشجویان پسر جنس رایانه را به دلیل زیر زن اعلام کردن:

1- به غیر از خالق آنها کسی ازمنطق درونی آنها سر در نمی آرد.

2 -کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.

3- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره میکنند تا بعدها تلافی کنند.

4- همین که پایبند یکی از آنها شدیم باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

دخترها:

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند ولي

نمي خونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون

هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ،توي دوست پسراشون تو اينكه چه جوري اذيتش كنند و پدرشو در بيارند، تو باقاليا توي .............

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه . يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كهخونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

تاريخچه ء کشف:
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ 0000 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند!

طرز تهيه:
برای تهيه ء اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات کاديلاک هشت ظرفيتی در سولفات ويلا مخلوط شده و دو کاخ طلای ۲۴ عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه ء کار بهتر خواهد بود!

خواص فيزيکی:
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود!

خواص شيميايی:
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات پودر و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنش ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق با
نيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده ء اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده ء اوليه باز می گردد!

توصيه ء ايمنی:
از هيدرات پالتو پوست می توان برای تبديل انواع سخت اين عنصر به نوع نرم استفاده کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

پسرها:

 

۱- با ماشين ميرن سراغ بانك، پارك ميكنن، ميرن دم دستگاه عابر بانك
۲- كارت رو داخل دستگاه ميذارن
۳- كد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواستی رو وارد ميكنن
۴- پول و كارت رو ميگيرن و ميرن

 

دخترها:

 

۱- با ماشين ميرن دم بانك
۲- توی آينه آرايششون رو چك ميكنن
۳- به خودشون عطر ميزنن
۴- احتمالا" موهاشون رو هم چك ميكنن
۵- توی پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن
۶- توی پارك كردن ماشين خيلی مشكل پيدا ميكنن
۷- بلاخره ماشين رو پارك ميكنن و ميرن دم دستگاه عابر بانك
۸- توی كيفشون دنبال كارتشون ميگردن
۹- كارت رو داخل دستگاه ميذارن، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
۱۰- كارت تلفن رو ميندازن توی كيفشون
۱۱- دنبال كارت عابر بانكشون ميگردن
۱۲- كارت رو وارد دستگاه ميكنن
۱۳- توی كيفشون دنبال تيكه كاغذی كه كد رمز رو روش يادداشت كردن ميگردن
۱۴- كد رمز رو وارد ميكنن
۱۵- ۲ دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- كنسل ميكنن
۱۷- دوباره كد رمز رو ميزنن
۱۸- كنسل ميكنن
۱۹- به دوست پسرشون زنگ ميزنن كه طريقهء وارد كردن كد صحيح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميكنن
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۴- بيشترين مبلغ ممكن رو درخواست ميكنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم ميذارن
۲۶- پول رو ميگيرن
۲۷- برميگردن به ماشين
۲۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۲۹- توی كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
۳۰- استارت ميزنن
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانك
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- كارتشون رو از توی دستگاه عابر بانك برميدارن
۳۶- سوار ماشين ميشن
۳۷- كارت رو پرت ميكنن روی صندلی كنار راننده
۳۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۳۹- احتمالا يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
۴۰- راه ميفتن و ميندازن توی خيابون اشتباه
۴۱- برميگردن
۴۲- ميندازن توی خيابون درست
۴۳- پنج كيلومتر ميرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميكنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره ها!)
۴۵- به حركت ادامه ميدن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

اولین بار
 
از یه چت ساده شروع شد

پرسید : شما میتوانید کسی را به اورکات دعوت کنید؟

گفتم : نمیدونم شاید .

گفت : آخه اینجا اورکات بسته است . من میخوام یکی از دوستام در هند رو به اورکات دعوت کنم.

گفتم : شما ؟ asl

گفت : ۳۴ - زن - ایران شما؟

گفتم : ۳۴- مرد - ایران /امارت

گفت : مجردی ؟

گفتم : نه شما چطور؟

گفت : نه منهم متاهلم

گفتم : پس برای من مثل یه خواهر میمونی

گفت : باید واقع بین باشیم

گفتم :........................

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

مشخصات ماشین جوات

پیکان مدل قبل از 52 بدون تصادف و رنگ خوردگی کمک فنرها خوابیده به طوری که ماشین روی زمین خوابیده باشد.درها کاملا نرم باشد طوریکه با یک اشاره بسته شود.آویزان کردن عروسک یا سی دی یا اشیای فلزی از زیر آینه ای که اندازه آن دو برابر آینه های معمولی می باشد.چسباندن پرچمهای کوچک وتبلیغاتی روی شیشه جلو.جلو داشبورد روغن زده و تمیزو از جنس چوب و فابریک کارخانه ای.سیستم صوتی آن شمل ضبط سونی 54 وات بازار مشترک ارزان.چهار باند خربزه ای در عقب و دو تویترروی شیشه های جلو نصب شده باشند.نوارهای مورد علاقه هم جواد یساری-حمیرا-داریوش و هایده می باشند.

تبلیغات یک ارکستر جوات

با توجه به ایکه تابستون آمده و بازار عروسی داغه ما از همین آمادگی خودمانه بره شاد کردن مجلسای شما اعلام می کنیم اعضای ارکستر عبارتند از:

مسعود قرقی:نوازنده ارگ - یه دستی و دو دستی -

علی قالپاق: خواننده تقلید صدای سندی و عباس قادری-

ممد تاکسی:نوازنده تمپو یکیی و دو تایی رو هم-

صادق لوطی : رقص عربی-بندری و خارجکی-

آبجی عفت:دایره زن تیر ( یه دوره شیش ماههپیش ننه کبری بلنده دیده)

از ساعت 8 شب به بعد به ایمیلمان زنگ بزنین.

 

جواد ترین ها

جوادترین سرگرمی : چت - قلیون

جوادترین خواننده غیر مجاز : حسن شماعی زاده و داوود بهبودی مشترکا"

جوادترین گزارشگر : جواد خیابانی

جوادترین کتاب سال : آهنگ برای موبایل

جوادترین لاستیک : مارشال دورسفید

جوادترین نوشیدنی : خاک شیر و یخ در بهشت

جوادترین مانتو : مانتو خفاشی

جوادترین تکیه کلام : جون تو سالاره

جوادترین رنگ : همین رنگ بغل صفحه

مشخصات آدم جوات

پوشیدن پیراهن میکرو پیچ به رنگ بنفش و همچنین شلوار خانواده (شلواری که آنقدر گشاد است که یک خانواده 12 نفری در آن جا می گیرند) مشکی رنگ از جنس کرپ به همراه یک کمربند چرمی با یک سگک کهاندازه آن حداقل به اندازه یک پیش دستی می باشد.پوشیدن کفشهای چرمی پاشنه تخم مرغی (قیصری) که پاشنه آن خوابیده باشدو بدون جوراب بپوشد.

داشتن دسته کلید بزرگی به اندازه تمام کلیدهای زندانکه با زنجیر به شلوارش وصل شده باشدو همچنین در جیبش اسلحه سرد مثل پنجه بکس چاقو ضامن داردسته زنجان تیغ ویا زنجیر داشته باشد.

یک دستمال یزدی یا لنگ دور گردن انداخته باشد.

یقه حداقل تا ناف باز باشدوپشت موهایش تا پایین یقه بلند باشدو یقه پیراهن چرک وکثیف باشد.

ساعت سیکو بر یک مچ ومچ بند چرمی مشکی روی مچ دیگرش باشد.

روی بازو و پشتش خالکوبی شده باشدوروی صورت و دستها جای چند بخیه باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 22  توسط الناز   | 

۳۰۰ هزار تومان برای رد کردن سد کنکور بد نیست اما نه برای دانشگاه آزاد

یه سال مثل خر بخونی بعد بگن ۳۰۰ تومان بیشتر نمیرضه آدم کونش می سوزه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 21  توسط الناز   | 

يه دختر خانمي از من خواست كه بگم دختران چه جوري ميتونن با پسري كه ميخوان دوست بشن؟!

چون در اين مورد هيچ اطلاعاتي نداشتم خيلي طول كشيد كه مطلب در موردش بنويسم. بعد از چند روز وقت هدر دادن تو خيابونا به مسايلي در اين مورد پي بردم(چه عجب) مهم ترين شرط اينه كه اون پسر درچه حدي از آشنايي با شما قرار داره.

اگر فاميله و شما با اونا زياد رفت و آمد داريد سعي كنيد خودتونو تو دلش جا كنيد بدون اين كه تابلو بشه! آمار دوست دختراشو بگيرين و با اخم بهش نگاه كنين. سعي كنين تيپ هايي كه دوست داره بزنين. باهاش زياد بيرون برين و ازش در مورد خودتون بپرسين مثلا مدل موهام قشنگه؟ يا هر چيز ديگه.... !

اگه ميخواين به مزه دهنش پي ببرين بهترين روش(واسه اونا كه جنبه دارن) اينه كه تو يه موقييت خوب ازش بپرسين اون دختره خوشگلتره يا من؟ توجه داشته باشيد اون دختر زياد با شما فرق نداشته باشه چون ممكنه اون پسر بيچاره راهي جز راست گفتن نداشته باشه. اگه رنگ عوض كرد بعد جواب داد(با اين كه اون دختر خوشگلتره نظر مثبتي در موردش نداشت)ديگه داره خام ميشه و ديگه تقريباً تمومه!

اگر رفت و آمدتون كمه سعي كنيد به صورت نامحسوس زيادش كنيد.

در مورد تابلو شدن بديش اينه كه اگر موفق نشين تو فاميل آبرو واستون نميمونه.

هيچ موقع يادتون نره كه اول شخصيت طرفو کشف کنین و بفهمين و اگه معمولي بود براش تلاش كنيد.(در غير اين صورت نمي ارزه)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/20ساعت 21  توسط الناز   | 

 
JavaScript Codes example: